X
تبلیغات
رایتل
کوفت - دلخوشی های یک دختر متولد آذر...





















دلخوشی های یک دختر متولد آذر...

یک متولد آذر مینویسد!

کامپوتر لعنتیم هی ری استارت میشه اعصابمو به چُخ می ده!

امروز عصر(عصر سه شنبه)  بعد از مدتها رفتم باشگاه.یادم رفته بود چه لذتی داره پشت مامان کوچولوم وایسم و ورزش کنم...

دکتر خان یه رژیم بس جالب دادند که احتمالا دهانمان مسواک می شود!

دو روز سرم خیلی درد می کنه.مخصوصا شبا موقع خواب...

چرا باید صبح های قشنگ چهارشنبمو با جیغ جیغای یه استاد خل که قد یه مرغ هم سواد نداره شروع کنم؟واقعا روانی می شم وقتی به اِکاینِت می گه آکی نیت یا به اِستومَک می گه اِستوماچ یا موقع تشریح ماهی نمی ذاره یه مربع رو بدنش ببریم و می گه از مخرج تا گلوشو بِبُرین که قابل خوردن باشه(من مطمئنم با اون بلاهایی که ما سر جنازه ماهی میاریم حتی گربه هم سراغ اون ماهی نمی ره چه برسه به آدم)!!!!(استاد لعنتی نام برده استاد فیزیولوژی جانوری 2 است!)

+نوشته شده در چهارشنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1389ساعت12:37 ق.ظتوسط noooshooo | نظرات (5)

نظرات (5) نظرات (5)