دلخوشی های یک دختر متولد آذر...

یک متولد آذر مینویسد!

دلخوشی های یک دختر متولد آذر...

یک متولد آذر مینویسد!

خوب می شم


یه چیزی مثل مام رولت رو محکم فرو می کنه توسیـنم و می پرسه: ترسیدی؟ می گم: بله دکتر خیلی! صدای قلبمو پلی می کنه خودمم هم بشنوم. با لبخند نگاهم می کنه. می گم: چه صدایی!داستان داره می گه برا خودش! می گه: بله ریتمش نامنظمی داره. میگه: دریچه میترالت افتادگی داره.  تعجب نمی کنم چون توقع بدتر از اینارو داشتم با اون همه تپش قلب هر روز.

برام قرص می نویسه واسه 2 هفته. اما من همچنان تپش دارم. دوباره می رم پبشش. نوار قلب می گیره می گه: خداروشکر نامنظمیت خوب شده. یه نفس راحت می کشم و ازش تشکر می کنم. می گه: نگران نباش این مادرزادیه خوبت می کنم. دوز قرصارو زیاد می کنه.حالا دوزم از مامان بزرگم هم رفته بالاتر! اما خوب می شم کم کم...