X
تبلیغات
رایتل
درکه،قلیون،باقالی! - دلخوشی های یک دختر متولد آذر...





















دلخوشی های یک دختر متولد آذر...

یک متولد آذر مینویسد!

شب خوبی بود امشب.با چپ دست و دختر خاله شو دوستش رفتیم درکه.یه جمع دخترونه که می تونن تا صبح با هم حرف بزنن و بخندن و حرف کم نیارن.من وآیدا که حتی می تونیم بدون وقفه 5 ساعت مغز همو بخوریم (پیش اومده تا حالا) بعد از مدت ها بهم خوش گذشت و خندیدم!

عادتو باید کُشت…باید ریقشو در اُورد…!

بازم قلب درد اومده سراغم…باید ریق اونم در بیارم…وای چقدر کار دارم…!

 

  

 

 

 

عصبانی نوشت: یه بار واسه یکی از پست های دست نوشته (آخرین پست تو این صفحه)  کامنت می ذاشتم بعد یهو یه حسی منو گرفت یه چیز دیگه نوشتم براش!بعد دست نوشته توی پست بعدیش کامنتیو که براش گذاشته بودم نوشت و گفت که مال منه .الان توی این وبلاگ نوشته خودمو دیدم!!! اولشم اسممو نوشته بودن!(اگه دیدینش اولش مال دست نوشته  بعد از اون نقطه ها مال منه) 

نمی دونم باید ناراحت شم یا خوشحال!ترجیحا عصبانی می شم! 

 

جالب نوشت(!) :  

Esophagocutaneuse = مجرایی که از طریق آن،آب تنفسی وارد بدن ماهیان دهان گرد می شود.

+نوشته شده در جمعه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1389ساعت12:48 ق.ظتوسط noooshooo | نظرات (9)

نظرات (9) نظرات (9)