X
تبلیغات
زولا
روز جهانی گرده افشانی،تنبلی،آشفتگی... - دلخوشی های یک دختر متولد آذر...





















دلخوشی های یک دختر متولد آذر...

یک متولد آذر مینویسد!

-امروز یکی از دوستام ازم پرسید چرا انقدر آشفته ای؟گفتم وا!مگه چمه؟گفت آشفته ای دیگه،چرا اینجوری فرنچ کردی؟

به بدترین شکل ممکن گند زده بودم به ناخونام.من فقط وقتایی که قاطی می کنم یا به قول دوستم آشفته میشم (!) به ناخونام نمی رسم.یه جوری شده انگار یه جوجه روش لی لی بازی کرده!

-چرا نمی تونم راحت تو خیابون سیگار بکشم؟یا راحت آدامسم رو باد کنم تا بترکه دلم خنک شه؟یا وقتی عجله دارم بدون نگرانی از اینکه کسی چپ چپ نگام نکنه بدوم؟

-کف دستم همش مور مور می شه و انگشت کوچیکم خواب می ره.از صیح هزارتا عطسه کردم و ته گلوم می خاره!فکر کنم امروز روز جهانی گرده افشانی بوده.

-فرزادکم رو بردم براش کادوی تولد خریدم.الهی فداش شم خیلی ذوق کرد.کاش بیشتر داشتم بیشتر خوشحالش می کردم.خدایا ممنونم بهم برادر دادی.برام همیشه حفظش کن.

-چرا انقدر حرص منو در میاری؟

-خیلی خوابم میاد.خیلی درسام تلنبار شده رو هم.خیلی عقبم.خیلی کار دارم.خیلی خوابم میاد.خیلی دلتنگم.خیلی پررو شدم.

-یه خواب عجیب دیدم!خواب دیدم شوهر دختر عمه بزرگم بغلم کرد گردنم رو بوس کرد!زنشم وایساده بود با عصبانیت نگاه می کرد!

-خدایا منظوری ندارم هاااا ولی خیلی دلم می خواد یه مدت استند بای شم!به دل نگیری یه وخ گـــــوز شیم!

-یعنی می خوای با این اداهات بگی نمی فهمی منظور من چیه؟من از صبر کردن خوشم نمیادا!می زنم لهت می کنما!حواستو جم کن.فهمیدی؟

-نمی دونم چرا وقتی یادم می افته که الان دست یه کس دیگه تو دستته وا می رم.وقتی یاد حرفای مزخرفت می افتم برای بار هزارم دلم می شکنه.ح ا ل م . ا ز ت . ب ه  .ه م . م ی خ و ره . ولی...

+نوشته شده در دوشنبه 23 فروردین‌ماه سال 1389ساعت01:07 ق.ظتوسط noooshooo | نظرات (1)

نظرات (1) نظرات (1)